خرید بک لینک

درباره سایت

گرگ زخمی بارون دیده ی مغرور تنها

امکانات وب

+خدایا خودت کشفمون کن ما هرچی گشتیم چیز به دردبخور تو خودمون پیدا نکردیم +پَت پوزتو جَم کُن گوشکوب خان +کاش یه سرهنگ بودم ولی همیشه میرفتم ته هنگ وایمیستادم که هنجارشکنی کنم +نگرش کانت در دیدگاه کنفسیوس ارسطو را به نظریه ی مارکس نزدیکتر کرد تا آتئیست های مسلمان رویه ی لیبرال را در راستای امپریالیسم

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:11

ما بچه بودیم به جای دوستان و آشنایان حامله میشدیم بچه های الان چی؟ تازه من خودم یکی دوبار به جای همسایه ها زایمان کردم که ولش کن تعریف کردن نداره حالا الان به پسر همسایه میگی برو جای من نون بگیر برمیگرده میگه خودت بگیر کون گشاد +ما از آرمانها فاصله گرفتیم +آرمانها کوشن؟رفتن خونه؟خونشون رو بلدی؟عه خب

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

ناخن هایم را کندم... تمامی بدنم را تراشیدم و سوختم.. سوختم تا دوباره زندگی جدیدی را آغاز کنم. که پیری گفت:اسگل جان این کارا مال عقابه نه مال تو :( +دماغش عقابی بود و من خرگوشی بی پناه +اولین باری که عقاب از نزدیک دیدم ازم پرسید اهل کجا هستم و وقتی کنجکاو شدم که چرا پرسیدی گفت والا دماغت خیلی به ماها

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

گرگ زخمیِ بارون دیده یِ مغرورِ تنها آقا پنجره رو باز کن خفه شدیم به چه؟ به چه میخندی و چرا؟ به پدرت و برای خودت نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:13 توسط مزدورِ نزدیک|

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

حمیدجان در جایی فرمودن: سرتو بکن تو ماتحت خودت،اگه دیدی نمیشه برو ژیمناستیک +احترام بهت گذاشتم گاو نباش،تعریف کردم رَم نکن،آدم باش حیوان +هرچی میخوام مینویسم،بگو از چی بیشتر میسوزی تا بیشتر ازش بنویسم نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 12:11 توسط مزدورِ نزدیک|

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

-واسه سلامتی آقای راننده : ) من آتئیستم آقا :) -یک مسلمانی افراطی دو آتیشه بهتر از یک دو آتیشه ی افراطی مسلمان -شارژ دویی میگیرم وب میدم(ID:sanaazjoooooOoooon) -به پدرت بخندم یا به بی پدریت؟ -ببخشید یک لحظه عذرخواهی کردم شد -بالا رفتیم بیب بیب نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 20:5 ت

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

تو جمع های دوستانه یکی که ساز بزنه نیازه، یکی که جگرکی داشته باشه، یکی که بانمک باشه، یکی که سرش همش تو شبکه اجتماعی باشه و یکی که فقط بشنوه و بخوره و حال کنه =آخری منم ^__* =محمد،جواد و جواد،زن گرفتید و من ازتون نمیگذرم =کاش ازتون حامله بودم :( نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 20:8

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

#تا 1400 با روحانی +نبودم باهات ولی هستم باهات +آقــــای قالیباف *_* +دولت کار و کرامت چیه ما دولت فَساد و بیکاری میخواهیم >_<</p> +کاش آقای روحانی در این 4 سال به اندازه ی همین 3 سال کار میکرد نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:13 توسط مزدورِ نزدیک|

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

+روزه ام و میل سخن و هیچکس و تشنمه +خدایا سر شوخی رو وا نکن من گرممه +گرممه یا گرسینه رو تو ذهنتون مرور کنید و یک 20 با خودکار سبز در ذهنم به شما میدم +سلام جناب سروان من دکتر فرماندتون هستم خوب نیست حال فرماندتون اصلا +خدایا برای چندمین بار ازت درخواست میکنم که تو مپسند +هزارپدر فرهنگی یا فرهنگ هزا

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:27

صفحه بندی